<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0"
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

  <channel>
    <title>K E T A B L O G - Blogs</title>
    <link>http://www.ketablog.ir/</link>
    <description>کتابلاگ</description>
    <dc:language>en-us</dc:language>
    <dc:creator></dc:creator>
    <dc:date>2010-09-09T20:21:33+03:30</dc:date>
    <admin:generatorAgent rdf:resource="" />
    <sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>

  <item>
    <title>گنجينه‌ي کتاب – ۲: از اولين‌هاي «اميرکبير،» «ابراهيم گلستان،» و «ارنست همينگ‌وي»</title>
    <link>http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=62</link>
    <description><![CDATA[<span style="font-family: Times New Roman">عکس زير تصوير جلد چاپ اول کتاب &laquo;زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر&raquo; است. اين کتاب را &laquo;موسسه&zwnj;ي مطبوعاتي اميرکبير&raquo; در بهمن ماه ۱۳۲۸ منتشر کرده است.<br /></span><p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;<img height="415" alt="زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر" src="/upload/content/Golestan.H.jpg" width="300" align="middle" border="0" /></span></p><span style="font-family: Times New Roman">&laquo;زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر&raquo; <br /></span><span style="font-family: Times New Roman">۱) از اولين کتاب&zwnj;هايي&zwnj;ست که موسسه&zwnj;ي انتشارات اميرکبير به بازار فرستاد. اميبرکبير در آبان ماه سال ۱۳۲۸ افتتاح شده بود، يعني تنها چند ماه بعد از آغاز به کارش اين کتاب را چاپ کرده است. هم&zwnj;آن&zwnj;طور که در تصوير مي&zwnj;بينيد، لوگوي اميرکبير در آن زمان لوگويي متفاوت با نشان معروفي بود که در سال&zwnj;هاي بعد روي کتاب&zwnj;هاي&zwnj;اش نقش بست. <br /></span><span style="font-family: Times New Roman">۲) از نخسيتن آثار چاپ&zwnj;شده&zwnj;ي ابراهيم گلستان است. گلستان کارش را با ترجمه شروع کرد اما ام&zwnj;روزه او به&zwnj;عنوان يک نويسنده و مستندساز بزرگ در تاريخ فرهنگ ايران اهميت دارد، نه براي ترجمه&zwnj;هاي&zwnj;اش. از گلستان، به غير از ترجمه&zwnj;ي اين کتاب، ترجمه&zwnj;&zwnj;هاي ديگري مثل &laquo;دون ژوان در جهنم&raquo; (برنارد شاو)، &laquo;هکلبري فين&raquo; (مارک توين)، و &laquo;کشتي&zwnj;شکسته&zwnj;ها&raquo; (چند نويسنده) هم منتشر شده است.<br /></span><span style="font-family: Times New Roman">۳) يکي از اولين کتاب&zwnj;هاي منتشرشده از ارنست همينگ&zwnj;وي به فارسي&zwnj;ست. همينگ&zwnj;وي هر چند در آن زمان هم در ادبيات انگليسي بر و بيايي داشت اما هنوز در ايران معرفي نشده بود. ترجمه&zwnj;ي گلستان گام مهمي بود در شناساندن همينگ&zwnj;وي به معدود اهالي فرهنگ و هنر در آن روزگاران و انبوه علاقه&zwnj;مندان در سال&zwnj;هاي بعد. <br /></span><p><span style="font-family: Times New Roman">&laquo;زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر&raquo; کتابي&zwnj;ست در ۷۴ صفحه، و شامل يک پيش&zwnj;گفتار نسبتن بلند درباره&zwnj;ي همينگ&zwnj;وي از خود گلستان و هفت داستان کوتاه: &laquo;کلبه&zwnj;ي سرخ&zwnj;پوستان،&raquo; &laquo;آقا و خانم اليوت،&raquo; &laquo;تپه&zwnj;هايي هم&zwnj;چون فيل&zwnj;هاي سفيد،&raquo; &laquo;آدم&zwnj;کش&zwnj;ها،&raquo; &laquo;يک گوشه&zwnj;ي پاک و روشن،&raquo; &laquo;مرد پير بر سر پل،&raquo; و &laquo;زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر.&raquo;<br /></span><span style="font-family: Times New Roman">پيش&zwnj;گفتار کتاب واقعن هنوز خواندني و روشن&zwnj;گر است. از نکات جالب توجه مقدمه اين است که گلستان نام رمان &laquo;وداع با اسلحه&raquo; را &laquo;ترک سلاح&raquo; ترجمه کرده و نيز نيم قرن پيش از آن&zwnj;که ديگران به اشتباه بودن عنوان &laquo;زنگ&zwnj;ها براي که به صدا در مي&zwnj;آيند؟&raquo; اشاره کنند عنواني گويا و درست براي آن برگزيده است: &laquo;ناقوس مرگ که را مي&zwnj;زنند؟&raquo; ترجمه&zwnj;ي داستان&zwnj;ها هم از خيلي از ترجمه&zwnj;هايي که در دهه&zwnj;&zwnj;هاي بعد به بازار آمد، و هم&zwnj;چون&zwnj;آن مي&zwnj;آيد، به&zwnj;تر است. <br /></span><span style="font-family: Times New Roman">بي&zwnj;گمان، شصت و يک سال پيش، هنگامي که &laquo;زنده&zwnj;گي خوش کوتاه فرنسيس مکومبر&raquo; به بازار آمد، هيچ&zwnj;کس گمان نمي&zwnj;کرد ناشر، نويسنده و مترجم&zwnj; اين کتاب در سال&zwnj;هاي آينده از تاثيرگذارترين چهره&zwnj;ها در جامعه&zwnj;ي ادبي ايران شوند.</span></p><p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;مرتبط: <a href="/blogs/blog.php?code=56">گنجينه&zwnj;&zwnj;ي کتاب &ndash; ۱: مجله&zwnj;اي متعلق به هفتاد و سه سال قبل</a></span></p><span style="font-family: Times New Roman"><img height="50" alt="feed" src="/upload/content/feed.jpg" width="50" align="right" border="0" />لطفن، مشترک فيد کتابلاگ شويد تا آسان و هميشه مطالب را بخوانيد.<br /></span><a href="/xml/blogs.xml.php"><span style="font-family: Times New Roman">http://www.ketablog.ir/xml/blogs.xml.php</span><br /></a>]]></description>
    <guid isPermaLink="false">62@http://www.ketablog.ir/</guid>
    <dc:subject>کتاب‌بازی</dc:subject>
    <dc:date>2010-04-23T10:44:44+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>گنجینه‌‌ی کتاب – ۱: مجله‌ای متعلق به هفتاد و سه سال قبل</title>
    <link>http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=56</link>
    <description><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="font-family: Times New Roman">از این به بعد، در کتگوری &laquo;کتاب&zwnj;بازی&raquo; کتابلاگ و زیرعنوان &laquo;گنجینه&zwnj;ی کتاب،&raquo; به تناوب تصاویری از کتاب&zwnj;ها و مجله&zwnj;های قدیمی و چاپ&zwnj;های نخست آثار معروف را که در کتاب&zwnj;خانه&zwnj;ی شخصی&zwnj;ام دارم منتشر می&zwnj;کنم. امیدوارم این پست&zwnj;ها باعث علاقه&zwnj;ی بیش&zwnj;تر به کتاب&zwnj;خوانی و، به&zwnj;ویژه، اهتمام در نگه&zwnj;داری نسخه&zwnj;های کم&zwnj;یاب و باارزش کتاب&zwnj;ها باشد. </span></p><span style="font-family: Times New Roman">***<br /></span><span style="font-family: Times New Roman">عکس زیر تصویر روی جلد شماره&zwnj;ی اول از سال هجدهم مجله&zwnj;ی ادبی &laquo;ارمغان&raquo; است. این شماره در فروردین ماه سال ۱۳۱۶ (آوریل ۱۹۳۷) منتشر شده، یعنی درست ۷۳ سال قبل! &laquo;ارمغان&raquo; را زنده&zwnj;نام وحید دستگردی (۱۲۵۸ - ۱۳۲۱) در سال ۱۲۹۸ بنیان نهاد و انتشار آن نزدیک به ۲۲ سال ادامه داشت.&nbsp; <br /></span><p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;<img height="417" alt="ارمغان" src="/upload/content/armaqan.jpg" width="306" align="middle" border="0" /></span></p> <p dir="rtl"><span style="font-family: Times New Roman">بهای سالیانه &laquo;ارمغان&raquo; روی جلد آن ۵۰ ریال برای ایران و ۱ لیره انگلیسی برای &laquo;خارجه&raquo; ذکر شده است. هم&zwnj;چون&zwnj;این نوشته شده که &laquo;بقرائتخانه&zwnj; و کتابخانه&zwnj;های عمومی ثلث قیمت تخفیف داده میشود.&raquo; &laquo;عنوان کتبی و تلگرافی&raquo; مجله &laquo;تهران &ndash; ارمغان &ndash; تلفن نمره ۱۳۱۳&raquo; است و &laquo;جایگاه اداره&raquo; در &laquo;تهران &ndash; خیابان عین&zwnj;الدوله.&raquo; </span></p><p dir="rtl"><span /><span style="font-family: Times New Roman">در این شماره&zwnj;ی &laquo;ارمغان&raquo; مطالبی از &laquo;ظهیرالاسلام دزفولی،&raquo; &laquo;دکتر رفیع امین،&raquo; &laquo;احمد بهمنیار،&raquo; &laquo;مرتضای مدرسی،&raquo; &laquo;مؤمن حسین یزدی،&raquo; &laquo;محیط طباطبایی،&raquo;&nbsp; &laquo;سهیلی خوانساری،&raquo; &laquo;دکتر علی مستشفی،&raquo; &laquo;عبدالمجید بدیع،&raquo; و خود &laquo;وحید دستگردی&raquo; به چاپ رسیده است.&nbsp;</span></p><p dir="rtl"><span /><span style="font-family: Times New Roman">جناب &laquo;وحید دستگردی&raquo; ظاهرن از صله&zwnj;بگیران درگاه پهلوی اول بوده ، چون علاوه بر چاپ &laquo;تمثال بیمثال مهین شاهنشاه جمجاه ایران&zwnj;پناه اعلیحضرت پهلوی ارواحناه فداه&raquo; (!) و &laquo;تمثال بیمثال مهین مظهر دانش و کمال والا حضرت اقدس ولایت عهد ارواحناه فداه،&raquo; (!) دیباچه&zwnj;ی زیر را برای این شماره&zwnj;ی مجله نوشته و شعری در مدح پهلوی سروده است: </span></p><p dir="rtl"><span /><span style="font-family: Times New Roman">&laquo;بیاری یزدان پاک و در سایه داد و دانش&zwnj;پروری آفتاب چرخ عظمت مهین شاهنشاه ایران&zwnj;پناه پهلوی خلدالله ملکه و سلطانه مجله کهن&zwnj;سال ارمغان اینک در مرحله سال هیجدهم قدم میگذارد. نام نامی مهین شاهنشاه محبوب تاجدار و اسم سامی یگانه گوهر پاک دریای خسروی ولیعهد دانش&zwnj;پژوه کامکار بنظم و نثر در طی چکامه و چامه&zwnj;های زیبا همه&zwnj;سال میمنت&zwnj; بخش نامه ارمغان بوده اینک هم در طی یک چکامه شیوا که سرآغاز سال هیجدهم است مورد ستایش و تقدیس واقع و بتمثال بیمثال هریک دیباچه سال هیجدهم منقش میگردد و امید چنانست که در این سال خدمات ما بسخن و شعر و ادب بیش از پیش بوده مجله ارمغان روز افزون اهل هنر و ادب را منظور نظر گردد.&raquo;</span></p>]]></description>
    <guid isPermaLink="false">56@http://www.ketablog.ir/</guid>
    <dc:subject>کتاب‌بازی</dc:subject>
    <dc:date>2010-04-11T17:39:00+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>سه نسل با «گتسبی بزرگ»</title>
    <link>http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=52</link>
    <description><![CDATA[<span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><span style="font-family: Times New Roman">داشتم در گوگل&zwnj;ریدر می&zwnj;گشتم که دیدم&nbsp;دوستی <a href="http://awritersruminations.tumblr.com/post/483062456/walkwhilereading-he-smiled">این لینک</a> را به اشتراک گذاشته. صفحه را باز کردم و چشم&zwnj;ام خورد به عکس جلد یک چاپ قدیمی نسخه&zwnj;ی اورژینال رمان &laquo;گتسبی بزرگ&raquo; نوشته&zwnj;ی &laquo;اسکات فیتز جرالد.&raquo; من دیوانه&zwnj;ی کتاب&zwnj;های قدیمی&zwnj; هستم و دیدن این عکس حس خیلی خوبی را به من منتقل کرد. به&zwnj;ویژه، به این دلیل که این رمان را&nbsp;خیلی دوست دارم و آن&zwnj;را از به&zwnj;ترین رمان&zwnj;های ـ عاشقانه&zwnj;ی ـ دنیا می&zwnj;دانم. فکر کردم شاید بد نباشد تصویری از طرح جلد سه چاپ مختلف ترجمه&zwnj;ی فارسی &laquo;گتسبی بزرگ&raquo; را که در کتاب&zwnj;خانه&zwnj;ام دارم روی وبلاگ بگذارم. هم تجدیدخاطره&zwnj;ای&zwnj;ست برای دوست&zwnj;داران این رمان و هم ـ شاید ـ آن&zwnj;ها را که هنوز این شاه&zwnj;کار را نخوانده&zwnj;اند وسوسه کند برای مطالعه&zwnj;اش.<p>&nbsp;</p></span></span><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><p><span style="font-family: Times New Roman"><img height="209" alt="سه نسل با گتسبی" src="/upload/content/GATSBY.jpg" width="454" align="middle" border="0" />&nbsp;</span></p></span><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><p>&nbsp;</p></span><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><span style="font-family: Times New Roman"><strong>سمت راست</strong>: چاپ اول کتاب، که نایاب است. این چاپ در سال ۱۳۴۴ و توسط انتشارات &laquo;سیروید&raquo; انجام شد. ناشر عنوان &laquo;گتسبی بزرگ&raquo; را مناسب نمی&zwnj;دانست و به هم&zwnj;این دلیل &laquo;کریم امامی&raquo; را مجبور کرد عنوان &laquo;طلا و خاکستر&raquo; را برای کتاب برگزیند. از این چاپ فقط ۱۵۰۰ نسخه وجود دارد که تازه شاید تعدادی از آن&zwnj;ها در این چهل، پنچاه سال از بین رفته باشند. خوش&zwnj;بختانه، من یک نسخه از این کتاب را دارم.</span></span> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right"><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA" /><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><span style="font-family: Times New Roman"><strong>وسط</strong>: این چاپ در سال ۱۳۵۴ با تیراژ ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات &laquo;شرکت سهامی کتاب&zwnj;های جیبی&raquo; انجام شده است. در این چاپ نام اصلی اثر روی جلد کتاب نشسته.</span></span></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0in 0in 0pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right"><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA" /><span style="font-size: 11pt; mso-bidi-language: FA"><span style="font-family: Times New Roman"><strong>کتاب سمت چپ</strong>: این چاپ را انتشارات &laquo;نیلوفر&raquo; در سال ۱۳۸۲ منتشر کرده است. نیلوفر حق نشر این کتاب را از انتشارات &laquo;علمی و فرهنگی&raquo; ـ صاحب مرده&zwnj;ریگ کتاب&zwnj;های جیبی و چند نشر معتبر دیگر قبل از انقلاب ـ گرفت و کتاب را برای اولین&zwnj;بار پس از انقلاب در سال ۷۹ چاپ کرد. نسخه&zwnj;ای که من دارم، و می&zwnj;بینید، چاپ دوم انتشارات نیلوفر از این کتاب است.</span></span></p>]]></description>
    <guid isPermaLink="false">52@http://www.ketablog.ir/</guid>
    <dc:subject>کتاب‌بازی</dc:subject>
    <dc:date>2010-03-30T17:34:57+03:30</dc:date>
  </item>
  <item>
    <title>خودتان کتاب‌هاي‌تان را صحافي کنيد</title>
    <link>http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=13</link>
    <description><![CDATA[<span style="font-family: Times New Roman">هر کس که کتاب&zwnj;خانه&zwnj;اي، ولو کوچک، در منزل دارد با مشکل کنده شدن تمام يا قسمتي از جلد يا صفحاتي از کتاب مواجه شده است. اين اتفاق بر اثر بازشدن چسبي که در صحافي کتاب&zwnj;ها به کار رفته رخ مي&zwnj;دهد. اغلب، مي&zwnj;بينم که دوستان&zwnj;ام اين کتاب&zwnj;ها را هم&zwnj;آن&zwnj;گونه رها مي&zwnj;کنند. اين کار هم باعث از بين رفتن کتاب&zwnj; مي&zwnj;شود و هم مطالعه يا بازخواني آن را دش&zwnj;وار مي&zwnj;کند. صحافي کردن اين کتاب&zwnj;ها بسيار ساده است. کافي&zwnj;ست مقداري چسب صحافي و يک چاقو يا خلال&zwnj;دندان داشته باشيد. يک ظرف کوچک دردار، مثل شيشه&zwnj;ي مربا، برداريد و به يک صحافي مراجعه کنيد. مغازه&zwnj;هاي صحافي در اطراف ميدان انقلاب فراوان&zwnj;اند. از اين مغازه&zwnj;ها چسب صحافي بخريد. يک ظرف کوچک چسب صحافي حداکثر دو هزار تومان قيمت دارد و البته اين مقدار براي صحافي بيش از سد کتاب بس است. ويژه&zwnj;گي مهم چسب صحافي اين است که مدتي پس از استفاده بي&zwnj;رنگ مي&zwnj;شود و به زيبايي کتاب لطمه نمي&zwnj;زند.<br /></span><p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;<img height="264" alt="1" src="/upload/content/sahafi1.jpg" width="353" align="middle" border="0" /></span></p><span style="font-family: Times New Roman">بياييد با هم يک کتاب را صحافي کنيم تا اگر اين&zwnj;کار را بلد نيستيد، بياموزيد. کتابي که در زير مي&zwnj;بينيد چاپ اول &laquo;کليله و دمنه&raquo; به تصحيح استاد فرزانه زنده&zwnj;نام &laquo;مجتبا مينوي&raquo;ست. اين کتاب را انتشارات دانش&zwnj;گاه تهران در سال ۱۳۴۳ منتشر کرده است. من در زماني که دانش&zwnj;جوي ادبيات فارسي بودم براي پاس کردن درس &laquo;کليله و دمنه&raquo; مدام با اين کتاب کلنجار مي&zwnj;رفتم و نتيجتن بلايي که مي&zwnj;بينيد به سرش آمده. <br /></span><p><span style="font-family: Times New Roman"><img height="260" alt="2" src="/upload/content/sahafi2.jpg" width="287" align="middle" border="0" />&nbsp;</span></p><span style="font-family: Times New Roman">نوک چاقو يا خلال دندان را به چسب آغشته کنيد و به قسمت&zwnj;هايي که چسب آن&zwnj;ها وارفته يا جدا شده&zwnj; بماليد. براي اين&zwnj;کار بايد دقت و ظرافت داشته باشيد. هرچه&zwnj;قدر بيش&zwnj;تر حوصله به خرج دهيد نتيجه&zwnj;ي کار مطلوب&zwnj;تر است. کمي هم تجربه لازم است، که به مرور به دست مي&zwnj;آوريد.</span> <p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;<img height="292" alt="3" src="/upload/content/sahafi3.jpg" width="389" align="middle" border="0" /></span></p><p align="right"><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;در عکس زير مي&zwnj;بينيد که من ابتدا صفحه&zwnj;ي کنده شده و بعد جلد کتاب را چسب زده و روي خود کتاب فيکس کرده&zwnj;ام.</span></p><p><span style="font-family: Times New Roman">&nbsp;<img height="154" alt="4" src="/upload/content/sahafi4.jpg" width="389" align="middle" border="0" /></span></p><p align="right"><span style="font-family: Times New Roman">حالا اگر مدتي کتاب را دست نزنيد و بگذاريد چسب آن خشک شود، مي&zwnj;بينيد که کتاب&zwnj;تان سر و وضعي بسيار به&zwnj;تر از سابق پيدا کرده است.</span></p><img height="235" alt="5" src="/upload/content/sahafi5.jpg" width="389" align="middle" border="0" /><br />]]></description>
    <guid isPermaLink="false">13@http://www.ketablog.ir/</guid>
    <dc:subject>کتاب‌بازی</dc:subject>
    <dc:date>2009-12-25T13:58:27+03:30</dc:date>
  </item>

  </channel>
</rss>