خودتان را بگذاريد جاي من! يک انسان ۲۴ ساله که روزنامهنگاري را بسيار بسيار دوست دارد. شش سال است کار مطبوعاتي ميکند و مايل است از اين به بعد هم کارش را ادامه بدهد. حالا مشکل کجاست؟ عرض ميکنم.
بارها و بارها پيش آمده که روزنامهها و مجلهها نقدها و گفتوگوها و داستانهاي من را از روي اينترنت يا جاهايي که بهطور مکتوب منتشر شده برميدارند و بياجازهي من به نام خودم يا با نام ديگري چاپ ميکنند. از آنجا که من استطاعت مالي استخدام آژان براي همهي مطالبام را ندارم، فقط متوجه بعضي از اين سرقتها ميشوم. تا به حال دستکم ده بار اين اتفاق افتاده. بهتازهگي مورد ديگري هم به اين فهرست اضافه شده و من را کاملن آچمز کرده است؛ مجلهاي با قدمت چهل ساله برداشته و يکي از مطالب من را، که خردادماه سال جاري در روزنامهي «اعتماد ملي» کار شده بود، بهطور کامل بازنشر کرده است.
سر دوراهي ماندهام. اگر بخواهم با سردبيران و دبيران صفحهي همهي اين روزنامهها و مجلهها گيس و گيسکشي راه بيندازم، معترض شوم، و آنها را مجبور به عذرخواهي رسمي و چاپ جوابيه کنم ـ چونآنکه پيش از اين کردهام، ـ کمکم روابطام با همهي صاحبنفوذان مطبوعات تيره و تار ميشود و ديگر نميگذارند کار روزنامهنگاري را پي بگيرم. از طرف ديگر، نميتوانم خودم را راضي کنم مطالبي را که برايشان زحمت ميکشم بردارند و به نام خودشان منتشر کنند. من از روزنامهنگاري پول درنميآورم، از روي عشق کار ميکنم و، به هماين دليل، واقعن برايام غيرقابل تحمل است که نوشتههايام به سادهگي نوشيدن يک ليوان آب سرقت شوند و من هم سکوت کنم و دم برنياورم.
شما اگر جاي من بوديد، چه ميکرديد؟