در غرب، دنبالهنويسي براي داستانهاي بزرگ سابقهاي دراز دارد و رويداد رايجيست. بسياري از اين کپيبرداريها به فارسي برگردان شدهاند و، به احتمال زياد، اينور و آنور به چشم شما هم خوردهاند، کتابهايي مانند «ادامهي بينوايان» يا «ادامهي بر باد رفته.» اينها را خود غربيها نوشتهاند و خودشان هم از روي دست خودشان تقليد کردهاند، اما اتفاق جالب اينجاست که هر از چند گاه شاهد کتابهايي هستيم که نويسندههاي ايراني به زبان فارسي در ادامهي بعضي از کتابهاي خارجي مينويسند! شماري از اين اقتباسها و تکملهها چندان موفق از آب درنمييايند ـ مثل دنبالهاي که «مصطفا اسلاميه» باعنوان «بازگشت گرگور سامسا» بر «مسخ» نوشته است ـ اما گاهي هم بخت با نويسنده يار است و نوشتهاي ميآفريند که شانه به شانهي اثر اصلي حرکت ميکند و براي دوستداران آن اثر تجديد خاطرهي شيرينيست با کتاب مورد علاقهيشان؛ «چه کردند ناموران» نوشتهي «کاوه ميرعباسي» از زمرهي هماين کتابهاست.
کاوه ميرعباسي را همهي ما با ترجمههاي خوبي که سالهاي سال از نويسندهها و نوشتههاي نامدار خارجي چاپ کرده ميشناسيم، کارهايي مثل «خاطرهي دلبرکان غمگين من» و «زندهام که روايت کنم،» نوشتهي «گابريل گارسيا مارکز،» «ناديا،» شاهکار «آندره برتون،» «سايهي گيوتين» و «مسافري که با ستارهي شمال آمد،» نوشتههاي پليسي «ژرژ سيمنون،» «تصاوير زيبا،» کار «سيمون دو بوار،» «اولريکا،» چند داستان کوتاه از «بورخس،» و ... . گويا، تازهگيها ميرعباسي ترجمه را کنار گذاشته و به گود نويسندهگي وارد شده است. «چه کردند ناموران» از نخستين دستپختهاي اوست و از آنجا که «سالي که نکوست، از بهارش پيداست،» به نظر نميرسد که اين تغيير جايگاه خيلي هم به ضرر ميرعباسي باشد و چه بسا که او نويسندهي معروفي هم بشود! براي اينکه آش تعريف و تمجيدم از «چه کردند ناموران» خيلي شور نشود، بگذاريد اول بزرگترين عيب آن را بگويم و بعد بروم سراغ شيرينکاريهاياش! بيشک، حرفهايترها با ديدن نام کتاب دريافتهاند که کار ميرعباسي دنبالهي چه کتابيست؛ «چوناين کنند بزرگان» نوشتهي «ويل کاپي،» با ترجمهي «نجف دريابندري» کبير! کار ويل کاپي شامل قطعاتيست طنزآميز دربارهي ۱۲ شخصيت معروف تاريخي: خوفو، پريکلس، اسکندر کبير، هانيبال، کلئوپاترا، نرون، آتيلا، کريستف کلمب، لوکرتزيا بورجا، فردريک کبير، کاترين کبير و پطر کبير. سرگذشت و شاهکارهاي اين، به اصطلاح، بزرگان تاريخ به زباني طنزآميز بيان و حماقتها و رذالتهايشان با زباني شيرين روايت ميشود، طوري که پيش نميآيد صفحهاي را بخوانيد و لبخندي نزنيد. ميرعباسي نام کار، سوژه و شيوهي روايي ويل کاپي را وام گرفته اما دريغ از يک خط اشاره به اين موضوع در سراسر کتاب. «چه کردند ناموران» خواندنيست اما اوريژينال نه! دنبالهي کتاب ديگريست و به پاسداشت حقوق مصنف و مترجم کتاب اصلي ميبايست اشارهي روشني به اين موضوع ميشد تا خوانندههاي جوانتر و عام کتاب هم بدانند ماجرا چيست.
بگذريم. کتاب ميرعباسي دو بخش دارد: «چه کردند ناموران» و «اين مردمان خبيث.» در بخش نخست بيوگرافي ده شخصيت بزرگ تاريخي و ادبي با بياني شيرين و خنداننده نوشته شده. اين زندهگينامهها پاي در واقعيت دارند اما چاشني خيالپردازي هم به آنها افزوده شده. بهقول نويسنده، «نصف بيشتر مطالب اين کتاب خاليبنديست!» و هماين است که حاصل کار طنزهاييست خواندني و سرگرمکننده. ده شخصيت بخش اول کتاب اينها هستند: کنفسيوس، هرودوت، ارشميدس، مارکو پولو، لئوناردو داوينچي، ملکه اليزابت، لويي چهاردهم، مري شلي ـ نويسندهي رمان «فرانکنشتاين،» - ويلهلم ريچارد واگنر ـ موسيقيپيشهي آلماني ـ و ولاديمير ماياکوفسکي. بخش دوم کتاب به شخصيتهاي نزديکتر به زمان ما اختصاص دارد، و آن هم چه «شخصيت»هايي! دزد، جاني، کلاش! خلاصه آنکه جمع خبيثترين، و البته زيرکترين، کساني که روي کرهي زمين زيستهاند جمع است. اين بخش از کتاب به پارهاي از مهمترين جنايتها و فريبکاريهاي تاريخي و کساني که آنها را مرتکب شدهاند ميپردازد. اکثر اين اتفاقات فينفسه نه تنها با مزه نيستند که بسيار غمانگيز و دلخراشاند. هنر نويسنده اينجاست که از زوايهاي نو به اين رويدادها نگريسته و کاري کرده که خوانندهاش بتواند با خواندن اين ماجراها قهقهه بزند! البته بهشرطي که نگوييد طنزنويسها آدمهاي سنگدلي هستند! در اين بخش ماجراي کلاهبرداري که برج ايفل را به دو نفر فروخت، مرداني که با فروختن جنازهها به يک پزشک حسابي پول به جيب ميزدند، «جان وين گينسي» ـ ملقب به «دلقک قاتل» ـ که آبروي «جان وين» اصلي را برد، مردي که با دهها زن ازدواج کرد و اموالشان را بالا کشيد، نويسندهاي که با يک بيوگرافي جعلي از «هاورد هيوز» حسابي انتشارات «مک گراهيل» را سرکيسه کرد، و تني چند از ديگر عزيزان کلاهبردار و شياد را ميخوانيد!
هرچند بعضي از قسمتهاي کتاب کمتر بامزهاند، روي هم رفته قلم ميرعباسي موفق است. کمکگرفتن از يک ويراستار ميتوانست غلطهاي نگارشي و ويرايشي نهچندان پرشمار کتاب را هم بزدايد و حاصل کار را مقبولتر به مخاطب عرضه کند، که خوب، متاسفانه اين اتفاق رخ نداده. همهي ما سوژههاي کافي براي غصهخوردن داريم اما بهانههاي خنديدن غنيمتاند. «چه کردند ناموران» يکي از هماين بهانههاي کوچک است که اين روزها روي پيشخان کتابفروشيها نشسته. کتابيست که با ذائقههاي گوناگون همساز است و بعيد است کسي از خواندناش پشيمان شود. نشر «افق» اين کتاب را در ۱۷۵ برگ چاپ و با بهاي ۳۵۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه کرده است.