حسین جاوید – چاپ شده در مجلهی علمی «دانشگر» - شمارهی ۴۰
پروفسور استیون هاوکینگ یکی از مهمترین فیزیکدانهای تاریخ است. این نابغهی انگلیسی در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، درست در سیصدمین سالمرگ گالیله، به دنیا آمد و آنچنان بر علم فیزیک تاثیر گذاشت که از او با نام انیشتین دوم نام میبرند. هاوکینگ مبتلا به نوعی بیماری بسیار نادر و درمانناپذیر به نام «ای ال اس» است. به همین دلیل، سالهاست که روی صندلی چرخدار زندهگی میکند و از سخن گفتن و حرکت ناتوان است. او تنها به وسیلهی دو انگشت دست چپ خود و به کمک یک سیستم کامپیوتری پیشرفته با جهان خارج ارتباط برقرار میکند، اما با همهی این دشواریها موفق شده است تاثیری شگرف بر تاریخ علم فیزیک بگذارد و بشر را به شناختی کامل از دنیای پیرامون خود یک گام نزدیکتر کند. نظریهی سیاهچالههای او را، در کنار نظریههایی مثل نسبیت انیشتین و جاذبهی نیوتون، از مهمترین نظریههای تاریخ علم دانستهاند.
هاوکینگ در سالهای آغازین دههی ۱۹۸۰ به فکر نوشتن کتاب مردمپسندی دربارهی جهان افتاد. او میخواست تصویری روشن و همهفهم از هستی و زمان ارائه دهد که برای عامهی مردم قابل درک باشد. دوست داشت کتابی بنویسد که پرفروش باشد و در عین حال هدف اصلیاش این بود که «راه طی شده در راستای فهم جهان را نشان» بدهد و توضیح دهد که «تا دستیابی به یک نظریهی کامل که جهان و هرآنچه در آن است را توصیف کند چه فاصلهای میتواند وجود داشته باشد.» این کتاب «تاریخچهی زمان» نام گرفت و موفقیت بینظیر آن حتا برای خود هاوکینگ نیز تعجبآور بود. «تاریخچهی زمان» خیلی زود به فهرست بست سلرها راه یافت و به زبانهای بسیار زیادی ترجمه شد. این کتاب را یکی از مهمترین آثار منتشرشده در زمینهی کیهانشناسی دانستهاند و استقبال از آن چنان زیاد بود که امروزه «تاریخچهی زمان» پرفروشترین کتاب تاریخ علم لقب گرفته است. «تاریخچهی زمان،» با نام فرعی «از انفجار بزرگ تا سیاهچالهها،» با ترجمههای مختلف به فارسی هم منتشر شده و ترجمهی «محمدرضا محجوب» (شرکت سهامی انتشار) از این کتاب در سال جاری [۸۸] برای سیزدهمین بار تجدید چاپ شده است، اتفاقی که نشان میدهد علمدوستان ایرانی هم از قافلهی توجه به آثار هاوکینگ عقب نماندهاند.
هاوکینگ در «تاریخچهی زمان» توضیح دربارهی جهان هستی را از تشریح باورهای تاریخی آغاز میکند. او ابتدا تصور عامیانهی یک پیرزن از ساز و کار کیهان ـ که اعتقاد دارد «دنیا یک بشقاب تخت است که بر پشت یک سنگپشت غولآسا قرار دارد!» ـ را مطرح میکند و سپس به بررسی و بیان نظریات دانشمندان و خردمندان نسلهای پیشین، از قبل از میلاد مسیح تا سدههای اخیر، میپردازد. او تاریخچهی کاملی از آنچه ارسطو و بعدها گالیله و نیوتون و دانشمندان بی نام و نشانتر قرون گذشته دربارهی زمین و آسمان میپنداشتند ارائه میکند. شاید جالب باشد که بدانید بشر برای مدتهای مدیدی گمان میکرده کرهی زمین مرکز جهان است! نیز بسیاری از بزرگان فلسفه و علم تصوری بسیار نادرست و دور از واقعیت از زمین و دنیایی که آنرا احاطه کرده داشتهاند. در کنار این باورهای غلط، بعضی از کشفیات ستارهشناسان و فیزیکدانان در قرونی که هیچ ابزار دقیق مشاهده و آزمایش علمی در دسترس نبوده است بهطور شگفتانگیزی به واقعیت نزدیک است. هاوکینگ تلاشهای این دانشمندان در تبیین جهان پیرامون را مطرح میکند و میستاید و به درستی اشاره میکند که یافتههای آنان به شناخت دقیق امروزین ما کمک بسیاری زیادی کرده است. پروفسور هاوکینگ سپس توضیحاتی با محوریت مباحث فیزیک نوین و جدیدترین یافتههای علمی دانشمندان قرن بیستم، از جمله نظریهی کوانتوم و اصل عدم قطعیت، در اختیار خواننده میگذارد و او را برای گشت و گذار در پهنهی بیکران گیتی و آشنایی با واقعیات جهان لایتناهی، که از هر خیالی شگفتآورتر و باشکوهترند، آماده میکند.
«تاریخچهی زمان» کتابیست که شامل اطلاعاتی بسیار شگرف و گاه باورنکردنی از کائنات است و میتواند به سئوالات بسیار زیادی که همهی ما، به پیروی از اسلافمان، دربارهی چیستی و چگونهگی پیدایش و عملکرد کائنات داشتهایم پاسخ دهد. هاوکینگ به ما میگوید که کرهی زمین نقطهای بیاهمیت و بدون هیچ ویژهگی خاص در پهنهی بیکران جهان است، جهانی که چند صد هزار میلیون کهکشان دارد که هر یک از چند صد هزار میلیون ستاره تشکیل شدهاند. نسبت زمین ما به کل کائنات مثل نسبت گردوییست به کل زمین! او همچنین به لحظهی آغاز زمان میپردازد و نظریات مختلف در اینباره را مطرح میکند. از جمله، بهطور مشروح تئوری انفجار بزرگ را تبیین میکند که از پذیرفتهترین نظریههای مربوط به آغاز وجود است. بر پایهی این نظریه پیش از انفجار بزرگ زمان و مکان مفهومی نداشت، بین ده یا بیست هزار میلیون سال قبل، با رخ دادن انفجار بزرگ زمان آغاز شد و کائنات پدید آمد و شروع به بسط و گسترش کرد. کهکشانها هنوز هم به سمت بینهایت در حال انبساطاند و احتمالن جهان برای همیشه منبسط خواهد شد. حتا اگر روزی گسترش جهان به نهایت برسد و آنوقت کائنات شروع به انقباض و میل به نابودی کند، جای هیچ نگرانی برای ما نیست! چون این فرآیند دستکم ده هزار میلیون سال دیگر طول خواهد کشید و مدتها پیش از آن نژاد بشر، با خاموشی گرفتن خورشید، نابوده شده است!
هاوکینگ در این کتاب به تئوری معروف سیاهچالهها هم میپردازد و نقش این نقطههای در فضا زمان ـ که به علت گرانش نیرومندشان هیچ چیز، حتا نور، یارای عبور از آنها را ندارد ـ را در پهنهی گیتی بهطور مبسوط روشن میسازد. «تاریخچهی زمان» پر است از اطلاعات حیرتآوری نظیر اینها. آنقدر حیرتآور و جذاب که گاه مخاطب را به شک میاندازد که نکند مشغول خواندن یک رمان علمی – تخیلی است و نه یک اثر ناب در زمینهی فیزیک نظری و کیهانشناسی. پروفسور هاوکینگ در سال ۱۹۹۹ در یک گفتوگوی تلویزیونی با لری کینگ به پرسشی دربارهی مهمترین دستآورد زندهگیاش اینگونه پاسخ داد: « خوشحالام که دانش بشری را از انفجار بزرگ و سیاهچالهها گسترش دادم. من فقط بر سیاهچالهها نوری تاباندم.» به راستی، شاید بدون هاوکینگ شناخت ما از این پدیدهها و بسیاری پدیدههای دیگر فضا و زمان محدودتر بود. «تاریخچهی زمان» کتابیست که نوری بر هستی و زمان میتاباند و شناخت خواننده را از دنیای بدون مرز، خارقالعاده، منظم، و باورنکردنی اطرافاش تا حد زیادی افزایش میدهد. شاید حق با انیشتین باشد که میگفت: «خداوند در ادارهی جهان تاس نمیریزد!» فقط باید به دنبال کشف اسرار نظم مستتر در بینظمی صوری کائنات بود.