نويسندهها، مترجمها و ناشران ميتوانند براي معرفي و تبليغ رايگان کتابهاي جديدشان در سايت کتابلاگ يک نسخه از آنرا به آدرس حسين جاويد پست کنند. کتابهاي رسيده به مدت ۱۵ روز در اين ستون نمايش داده خواهند شد. براي دريافت آدرس با Javied1364@gmail.com تماس بگيريد.
دوستداران ادبيات «مينو مشيري» را بيشتر با ترجمهاش از رمان «کوري» نوشتهي «ژوزه ساراماگو» ميشناسند. کتابي که تاکنون به چاپ پانزدهم رسيده و دهها هزار نسخه فروش کرده است. خانم مشيري يکي از خوشسليقهترين و، به جرات ميگويم، زبدهترين مترجمان ايرانيست. برگردان او از «ژاک قضا و قدري و ارباباش» نوشتهي «دني ديدرو،» شاهکاريست ستودني، درست مثل خود اثر که از بهترين آفريدهها در تاريخ چهارسد سالهي رمان محسوب ميشود و بزرگاني همچون گوته، شيلر، هگل، مارکس، فرويد، ستاندال، بالزاک، بودلر و ژيد از ستايشگران آن بودهاند. مينو مشيري امسال دو کتاب جديد منتشر کرد. نخست، رمان «آدلف» نوشتهي «بنژامن کنستان،» و ديگري «درون و ناخوانده،» که دو نمايشنامهي تکپردهايست از «موريس ماترلينک،» نويسندهي نوبليست بلژيکي. درست است که يادداشتي که پيش چشم داريد به انگيزهي شناساندن کتاب دوم نوشته شده، اما دريغام ميآيد از فرصت استفاده نکنم و پيشنهاد مطالعهي «آدلف» را به شما ندهم. «آدلف» از ستونهاي ادبيات کلاسيک جهان به شمار ميرود، رماني که ميتوان آنرا فرزند «رنجهاي ورتر جوان» گوته دانست و، از جنبهاي ديگر، پدر معنوي شاهکارهايي همچون «سرخ و سياه» ستاندال. يک رمان عاشقانهي تکاندهنده که ديدگاه خواننده نسبت به مسالهي گريزناپذير و بغرنج عشق را روشنتر ميکند و بهسادهگي ممکن است که سرنوشت او را تغيير دهد. حالا چهگونه؟ بايد رمان را بخوانيد و خودتان داوري کنيد! و اما «درون و ناخوانده.» راستاش را بگويم، پيش از خواندن کتاب گمان نميکردم آثاري به اين کوتاهي اين چوناين به مذاقام خوش بيايند و تحسينام را برانگيزند. هر دو نمايشنامه دربارهي مرگاند و استيصال انسان در برابر اين بزرگترين واقعيت زندهگي را به تصوير ميکشند، آن هم با کمترين کلمات و مينيماليستيترين شکل ممکن. در «درون» خانوادهاي را شاهد هستيم که در کمال آرامش و روزمرهگي ساعت ابتدايي شب را در کنار هم ميگذرانند، بيخبر از اينکه دختر زيبا و جوانشان در رودخانه غرق شده و حالا اهالي روستا دارند جنازهاش را به سمت خانهي آنها ميآورند. «ناخوانده» هم روايت حضور ناخواندهي مرگ بر بستر يک زائوست. خانوادهي بيمار گمان ميکنند که زن از چنگال مرگ گريخته، ناآگاه از اينکه مرگ از شکاف در به درون خزيده و به سراغ قربانياش رفته است. صرفنظر از درونمايهي فوقالعاده پرداخته و تکاندهنده، شيوهي روايت اين دو نمايشنامه هم بسيار چيرهدستانه است. مرگ با همهي هولناکي و شکستناپذيرياش در تقابل با سادهگي و دلخوشيهاي عادي زندهگي نمايش داده شده و يک پارادوکس هنرمندانه را خلق کرده است. اتمسفر اين نمايشنامهها من را به ياد کارهاي هارولد پينتر ـ که آثارش را بسيار دوست دارم ـ انداخت، که البته مترجم هم به تاثيرپذيري پينتر از ماترلينک اشارهي کوتاهي کرده است. «درون و ناخوانده» فقط ۷۰ صفحه است و مطالعهاش ساعتي بيشتر به درازا نميکشد، اما درونمايهاش ذهن خوانندهي پويا را به کنکاش واميدارد و در عين حال لذتي عميق را براي او در بر دارد. اين کتاب را نشر «فرزان روز» منتشر کرده و ۲۰۰۰ تومان هم قيمتاش است. راستي، دقت کردهايد که شيوهي نوشتن نام اين نويسندهي بلژيکي در اين يادداشت اندکي متفاوتترست از آنچه پيش از اين با آن برخورد داشتهايد؟! بيش از نيمقرن است که آثار ماترلينک به فارسي ترجمه ميشوند و همهي مترجمان ـ به پيروي از اسلاف خود ـ آن را «مترلينگ» ضبط کردهاند. مينو مشيري تن به اين اشتباه رايج نداده و براي اولينبار شيوهي درست ضبط فارسي Maurice Maeterlinck را به کار برده است.
راستش زياد هم درست تلفظشو نذاشته. چون تلفظ اصليش بايد از روي تلفظ فرانسويش باشه. توي تلفظ فرانسوي به صورت م -َ -ِ ترلينک تلفظ ميشه نه ماترلينگ. که اگه بخوايم بنويسيمش به فارسي ميشه به صورت مَئِترلينک يا همون مترلينک نوشتش. تلفظي که ايشون ضبط کردن، تلفظ انگليسي اونه. اينم لينک تلفظش: http://www.forvo.com/word/maurice_maeterlinck
پاسخ کتابلاگ
نظر شما را به خانم مشيري خواهم گفت، و اگر مقدور بود، پاسخشان را به شما.