نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

جمعه - ۵ آبان ۱۳۹۱

تابوت‌های دست‌سازتابوت‌های دست‌ساز

ترومن کاپوتی/ ترجمه‌ی بهرنگ رجبی

نشر چشمه/ چاپ اول/ ۱۳۹۱

«تابوت‌های دست‌ساز» از آخرین آثاری بود که نشر چشمه پیش از لغو مجوزش به بازار فرستاد. این اثر به سبک گزارش/ داستان نوشته شده است و از کارهای مشهور کارنامه‌ی نه‌چندان بلندبالای ترومن کاپوتی (۱۹۲۴-۱۹۸۴) به‌شمار می‌آید. کاپوتی از مهم‌ترین نویسنده‌های قرن بیستم امریکاست؛ با این حال، و به‌رغم این‌‌که از حدود نیم‌قرن پیش آثار او به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند، هیچ‌وقت برای مخاطبان ایرانی نویسنده‌ی خیلی محبوبی نبوده و همیشه در سایه‌‌ی نام امریکایی‌های پرطرف‌دار، مثل همینگ‌وی و کارور و سلینجر و فاکنر، قرار داشته است. از کاپوتی تا کنون آثاری هم‌چون «به‌خون‌سردی» (ترجمه‌ی باهره راسخ/ فرانکلین)، «درخت شب» (ترجمه‌ی امید نیک‌فرجام/ اندیشه‌سازان)، و «خاطره‌ای از کریسمس» (ترجمه‌ی مهدی فاتحی/ مروارید) به بازار کتاب ایران عرضه شده‌اند. «صبحانه در تیفانی» (با ترجمه‌ی رامین آذربهرام) در دست نشر است و «چهره‌نگاری‌ها» (با ترجمه‌ی بهرنگ رجبی) و «صداهای دیگر، اتاق‌های دیگر» (با ترجمه‌ی رویا سلامت) هم برای انتشار به نشر چشمه سپرده شده بودند، که حالا بلاتکلیف‌اند.

«تابوت‌های دست‌ساز،» با نام فرعی «گزارش واقعی از یک جنایت امریکایی،» اثری‌ست در ژانری خاص و کم‌شباهت به آثار مالوف، چه از نظر فرم روایی و چه از نظر محتوا؛ داستان، به‌معنای متعارف‌اش، نیست، گزارش هم نیست، ظاهری شبیه به آثار پلیسی دارد، اما رمان پلیسی، به شکل کلاسیک آن، هم نیست.

ماجرا در یک ده‌کده‌ی کوچک در غرب امریکا اتفاق می‌افتد، در سال‌های دهه‌‌ی هفتاد میلادی. یک وکیل و هم‌سرش به قتل می‌رسند، با ۹ مار زهرآگین که در ماشین آن‌ها رها شده‌اند. این آغاز یک سلسله قتل مرموز و پیچیده است. قربانی‌ها در ظاهر با هم ارتباطی ندارند و تنها چیزی که بین آن‌ها مشترک است هدیه‌ای‌ست که، اندکی پیش از مرگ، دریافت کرده‌اند: یک تابوت دست‌ساز با عکسی از خودشان در داخل آن.

کارآگاه جیک پپر، از طرف «دایره‌ی تحقیقات جرم‌شناسی ایالتی،» مامور رسیده‌گی به این پرونده‌ی مرموز می‌شود. پس از چند قتل، او تقریبن مطمئن می‌شود که جنایت‌ها کار چه کسی‌ست و با چه انگیزه‌ای صورت می‌گیرد، اما مسئله این‌جاست که هیچ ادله‌ی قانونی و محکمه‌پسندی علیه مجرم وجود ندارد. «رابرت هاولی کوئین،» از ملاکان سرشناس و ذی‌نفوذ شهر و سرهنگ در جنگ جهانی دوم، عامل این کشتارهای بی‌رحمانه‌ست. با وجود آن‌که کارآگاه این را می‌داند، کوئین به قتل‌های‌اش ادامه می‌دهد و ۸ نفر از ۹ نفری را که منطقن باید می‌کشته است به قتل می‌رساند.

شیوه‌ی روایت «تابوت‌های دست‌ساز،» هم‌آن‌طور که گفته شد، کمی غریب است. خود ترومن کاپوتی هم به‌عنوان دوست جک پپر در ماجراها حضور دارد. بخش عمده‌ی روایت از طریق دیالوگ‌هایی که بین کاپوتی و پپر و دیگران رد و بدل می‌شود پیش می‌رود و از این لحاظ بیش‌تر به نمایش‌نامه شبیه است تا رمان.

تا انتهای اثر خبری از به‌دام‌افتادن قاتل و اجرای عدالت در میان نیست. این‌جاست که راه «تابوت‌های دست‌ساز» از رمان‌های پلیسی کلاسیک جدا می‌شود. قاتل قسر درمی‌رود. کاپوتی عامدانه قصد دارد توجه خواننده را موضوعی فراتر از یک پرونده‌ی جنایی جلب کند. به این منظور، او از یک ماجرای مذهبی، ماجرایی تقریبن فراواقعی، هم سود جسته است. ظاهر رابرت کوئین شبیه به مردی‌ روحانی‌ست که کاپوتی را در کودکی غسل تعمید داده است، مردی که جنبه‌هایی ماورایی در وجودش داشته، یا تظاهر می‌کرده که دارد. در انتهای رمان مشخص می‌شود کوئین هم خود را «دست خدا» می‌پندارد و قتل‌ها را به «اراده‌ی خداوند» نسبت می‌دهد.

پلات «تابوت‌های دست‌ساز» صحنه‌هایی دور از منطق و ماجراهایی باورناپذیر در خود دارد و دقیقن به هم‌این دلیل است که اثر نمی‌تواند اوج بگیرد و به رمانی شاخص و درجه‌یک بدل شود. مثلن، خواننده از خود خواهد پرسید که چه‌طور پلیس نمی‌تواند با این همه دلایل منطقی - که بعد از هشت قتل، کاملن واضح و انکارناپذیرند - کوئین را متهم و دست‌گیر کند. یا این‌که چند قربانی آخر چرا با وجود آن‌که زیر نظر پلیس بوده‌اند و از آن‌ها به عنوان طعمه استفاده می‌شده، باز هم به قتل رسیده‌اند، آن هم در شرایطی که قاعدتن باید تحت حفاظت قرار می‌داشته‌اند. آن ماجرای ماورایی و انگیزه‌های مذهبی‌وار قاتل هم اصلن در کار جا نیفتاده‌اند و گنگ و خام‌اند.

به‌رغم ایرادهایی که در پلات «تابوت‌های دست‌ساز» دیده می‌شود، رمان ضرب‌آهنگ بسیار خوبی دارد و تعلیق‌اش هم جوری‌ست که می‌تواند خواننده را تا انتهای اثر با خود هم‌راه کند. کاپوتی خوب می‌داند که چه‌طور کار را از تک و تا نیاندازد و با کنش‌آفرینی، کنج‌کاوی خواننده را تحریک کند. اگر مرعوب نام ترومن کاپوتی نباشیم، باید بگوییم این رمان کوتاه، با همه‌ی جذابیت‌اش، اثری‌ست متوسط، نقاط قوت‌اش را باید در شیوه‌های روایی‌اش جست و ضعف‌های‌اش را در پلات‌اش.


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=241
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
این نظر به صورت خصوصی نوشته شده است و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده می باشد.

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۵۸۹۹۵۳ صفحه
مشاهده امروز: ۸۴۶ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۶ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: