نوشته‌ها
لیست نوشته ها
جستجو

پنج‌شنبه - ۲۷ بهمن ۱۳۹۰

بازمانده‌ی روزبازمانده‌ی روز

(The Remains Of The Day)

کازوئو ایشی‌گورو

سال نشر: ۱۹۸۹


کازوئو ایشی‌گورو، که او را از به‌ترین نویسنده‌گان انگلیسی‌زبان دنیا می‌دانند، در سال ۱۹۵۴ در ناگازاکی ژاپن به دنیا آمد. پنج شش ساله بود که به هم‌راه خانواده به انگلستان مهاجرت کرد؛ آن‌جا رشد یافت، درس خواند، و نویسنده شد. اولین اثر منتشرشده‌اش «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها» (۱۹۸۲) نام داشت و بعد از آن «هنرمندی از جهان شناور» (۱۹۸۶) را چاپ کرد. سال ۱۹۸۹ که «بازمانده‌ی روز» انتشار یافت، ایشی‌گورو راه صد ساله را یک شبه طی کرد و در اوان جوانی به عنوان یکی از معروف‌ترین و چیره‌دست‌ترین داستان‌نویسان دنیا شناخته شد. «بازمانده‌ی روز» نقطه‌ی عطف کارنامه‌ی ایشی‌گورو بود و، علاوه بر تمجید عموم خواننده‌گان و تحسین منتقدان ادبی، جایزه‌ی معتبر «من بوکر» را برای او به ارمغان آورد. این کتاب به ده‌ها زبان ترجمه شده و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است. آثار دیگر ایشی‌گورو عبارت‌اند از: «تسلی‌ناپذیر» (۱۹۹۵،) «وقتی یتیم بودیم،» (۲۰۰۰،) «هرگز رهایم مکن» (۲۰۰۵،) و «Nocturnes» (۲۰۰۹) ـ که در ایران با اسم «شبانه‌ها» انتشار یافته است. نام چهار فیلم‌نامه هم در فهرست نوشته‌های ایشی‌گورو دیده می‌شود.

«بازمانده‌ی روز» یک رمان سیاسی‌ست، هرچند به‌واسطه‌ی غنای فراوان‌‌اش هم‌زمان در چند مسیر حرکت می‌کند و در همه‌ی آن‌ها هم به یک اندازه موفق است. آغاز ماجرا در سال ۱۹۵۶ است و درواقع روایت یک «باتلر» ـ یا پیش‌خدمت اعلای انگلیسی ـ از سفر شش روزه‌اش به «وست کانتری،» غرب انگلستان، است. بخش عمده‌ی این روایت با فلش‌بک‌های مداوم به گذشته مربوط می‌شود و بازه‌ی زمانی بین چند سال بعد از جنگ جهانی اول تا چند سال پس از جنگ جهانی دوم را در بر می‌گیرد. «استیونز،» باتلری که راوی و کاراکتر اصلی ماجراست، بیش از سه دهه در یک خانه‌ی اعیانی بزرگ به نام «سرای دارلینگتن» و نزد اربابی به نام «لرد دارلینگتن» خدمت کرده است. لرد دارلینگتن از اشراف صاحب‌نفوذ و قدرت‌مند انگلیسی‌ست و نقش شایانی در وقایع و تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشورش بر عهده دارد. کارکردن نزد این ارباب مهم، ثروت‌مند، و دارای کاریزمای سیاسی فرصتی بی‌نظیر بوده تا استیونز هم به کمال مطلوبی که آرزوی هر باتلر طراز اول است برسد ـ یعنی خدمت در یک خانه‌ی  ممتاز و تاثیرگذاری هرچند غیرمستقیم در امورات مهم جهانی ـ و هم در خلال خدمت با بسیاری از وقایع سیاسی داخلی و بین‌المللی آن روز و سیاست‌مداران پرنفوذ آن دوران پرآشوب در تاریخ اروپا و جهان آشنا شود؛ هم‌این تجربه‌ی ذی‌قدر و یگانه پایه‌ی اصلی رمان است.

استیونز، آن‌چون‌آن که از هر باتلر بزرگ انتظار می‌رود، هیچ قضاوتی درباره‌ی وقایعی که شاهدشان بوده و الان راوی‌شان است نمی‌کند. حتا این‌طور به نظر می‌رسد که او دقیقن نمی‌داند پشت‌پرده‌ی واقعی تلاش‌های سیاسی لرد و حضور فراوان سیاست‌مردان در خانه‌ی او چه بوده است. با وجود این، از روایت او پرده‌ی کاملی از تاریخ جنگ و کشمکش‌ها و مذاکرات و توافق‌ها و اختلافات آن زمان سران اروپا ترسیم می‌شود.

در کنار این جنبه از رمان یک ماجرای عشقی هم قرار دارد که به شکلی بسیار لطیف و شاعرانه ـ چون غیر مستقیم بیان می‌شود ـ در زیر متن جریان می‌یابد. بانویی به نام «میس کنتن» در آن سال‌ها در سرای دارلینگتن مشغول کار بوده و استیونز او را دوست داشته است. البته «تشخص» و ضوابط سخت‌گیرانه‌ی باتلری اجازه نمی‌دهد این عشق هرگز به زبان بیاید، نه در آن زمان و نه حتا پس از این همه سال. با این حال، نشانه‌های این عشق در همه‌ی صحنه‌هایی که بین میس‌ کنتن و استیونز می‌گذرد پیداست و حتا انگیزه‌ی اصلی خود سفر و مقصد آن دیدار مجدد با میس کنتنی‌ست که پس از ازدواج‌ و ترک سرای دارلینگتن در «لیتل کامتن» اقامت گزیده است.

از میان روایت استیونز می‌فهمیم که گردهم‌‌آیی بزرگ خانه‌ی لرد دارلینگتن، پس از جنگ بزرگ اول، حول محور قرارداد «ورسای» و غرامت سنگینی که متفقین بر آلمان تحمیل کردند می‌گردد. لرد ـ ظاهرن به‌واسطه‌ی مناعت طبع انگلیسی‌اش ـ عقیده دارد لگدکوب کردن دشمن شکسته خورده خلاف انصاف و انسانیت است. او تلاش دارد هم‌پیمانان فرانسوی و امریکایی‌ را راضی کند که مفاد این قرارداد را سبک کنند. می‌دانیم که بسیاری از تاریخ‌نگاران معتقدند که هم‌این قرارداد سنگین ورسای بود که ملت آلمان را تحقیر کرد و زمینه‌ساز ظهور نازیسم و تلاش رایش سوم برای سلطه و احاطه بر اروپا شد. ایشی‌گورو با روایت گردهم‌‌آیی‌های سرای دارلینگتن تلاش می‌کند به نوبه‌‌ی خود خواننده‌اش را به ملاقات تاریخ ببرد و به ریشه‌یابی دلایل جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری و قدرت‌گیری نازی‌ها و فاشیست‌ها بپردازد. او سال‌های پس از جنگ جهانی دوم را هم روایت می‌کند و روی این موضوع انگشت می‌گذارد که چه‌طور ساده‌اندیشی و فریب‌خوردن اشراف و سیاست‌مداران انگلیسی به زوال امپراتوری بزرگ بریتانیا و حتا از بین رفتن اشرافیت و طبقه‌ی اعیان شد – چه لرد دارلینگتن، با همه‌ی حسن نیت‌اش، درواقع بازی‌چه‌ی دست آلمان‌ها بوده است.

در پایان سفر استیونز ـ و پایان داستان ـ می‌بینیم که او در حسرت شکوه و جلال گذشته می‌سوزد و عمرش را تباه شده می‌پندارد. لرد ـ که، گفته شد، مشخص شده نه آن مرد رویایی و صلح‌طلب استیونز، که آلت دست نازی‌ها بوده ـ مرده است، سرای دارلنیگتن به آقای فارادی امریکایی فروخته شده (نمادی از قدرت‌گیری امریکا و تسلط آن بر اروپا،) طبقه‌ی اعیان که استیونز عمیقن به آن وابسته بوده از بین رفته، و حتا عشق میس کنتن که پیش‌تر آن‌را از دست داده بوده و حالا به بازیابی‌اش کورسوی امیدی داشته هم‌چون‌آن نافرجام مانده است. پیرمردی به استیونز غم‌زده و شکست‌خورده می‌گوید که نباید از بابت گذشته ناراحت باشد چرا که «به‌ترین قسمت روز شب است» و او حالا باید به فکر آینده و سال‌های خوب پیش رو باشد.

هرچند، در ظاهر این‌طور به نظر می‌آید که استیونز قصد دارد بازمانده‌ی روز ـ یا هم‌آن بازمانده‌ی عمرش‌ ـ را دریابد، و تصمیم او برای جلب رضایت ارباب جدید به این برداشت راه می‌برد، اما همه‌چیز حاکی از این است که این دروغی و سرابی بیش نیست؛ این را از بیماری خود پیرمردی که آن جمله را به استیونز می‌گوید، از رنج میس کنتن در پایان زنده‌گی‌اش، از حسرت خود استیونز، از عمر بر باد رفته‌ی لرد دارلینگتن، از شکوه ویران‌شده‌ی انگلیس، و از اروپایی که هنوز از ویرانه‌های جنگ سر برنیاورده می‌توان فهیمد.

به عقیده‌ی من، ایشی‌گورو در «بازمانده‌ی روز» راوی شکست است؛ شکست تفاهم، شکست عشق، شکست رویا. همه‌ی آدم‌های کتاب شکست‌خورده‌اند، از لرد دارلینگتن و دوستان به‌ظاهر صلح‌طلب‌اش گرفته تا جنگ‌طلب‌های نازی، از استیونز گرفته تا میس کنتن، از پدر استیونز تا آقای کاردینال و فرزند جوان‌اش، و در بازه‌‌ای بزرگ‌تر می‌توان گفت این «تاریخ» است که تسلیم «خشونت» شده و جهان و همه‌ی مردمان‌اش را به «بازنده»‌هایی بزرگ بدل کرده است. و حالا پرسش این است که آیا بازمانده‌ی تاریخ به‌ترین قسمت آن‌ خواهد بود؟ ...

از «بازمانده‌ی روز» در سال ۱۹۹۳ فیلمی با کارگردانی «جیمز ایوری» و با بازی‌های محشر «آنتونی هاپکینز» (در نقش استیونز) و «اما تامسن» (در نقش میس کنتن) ساخته شده است. من این فیلم را ـ که هشت نام‌زدی برای اسکار هم داشت ـ خیلی دوست دارم و چندین بار آن را دیده‌ام، اما باید اذعان کنم که، با همه‌ی جذابیت‌اش، هرگز به پای رمان ایشی‌گورو نمی‌رسد. داستان فیلم در جزییات بسیار با رمان متفاوت است، و در بیان احساسات و تفکرات کاراکترها و نمایش روحیات‌ آن‌ها، هم‌چون‌این در تصویر کردن کنه وقایع سیاسی مورد اشاره در اثر، توفیق رمان را ندارد.

فکر می‌کنم نیاز به گفتن نباشد که «بازمانده‌ی روز» را «نجف دریابندری» به فارسی برگردانده است. این ترجمه‌‌ی پخته و اسطقس‌دار دنیای تجربه‌ای که پشت‌اش قرار دارد را به وضوح عیان می‌کند. غلو نیست اگر بگوییم کار دریابندری نه یک ترجمه که «آفرینش تازه»‌‌ای از اثر ایشی‌گورو محسوب می‌شود و تبلور خلاقیت مترجم برای رسیدن به اوج وفاداری‌ و نزدیکی به متن اصلی‌ست.

(نوشته‌های قبلی سلسله‌یادداشت‌های «۲۰۰ کتاب که باید پیش از مرگ را خواند» را می‌توانید از این‌جا ببینید و بخوانید . کتاب الکترونیک «۱۰۰۱ کتاب که باید پیش از مرگ خواند» را از این آدرس دان‌لود کنید. )

::: کتاب بعدی در کتابلاگ: «تهران، شهر بی‌آسمان» نوشته‌ی امیرحسن چهل‌تن :::


امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=164
دیدگاه‌
<< صفحه بعدی ۰۱ صفحه قبلی >>
جواد
یک‌شنبه - ۶ فروردین ۱۳۹۱
واقعا ازت ممنونم
کاری که داری میکنی بی نظیره
خواهشا کارت رو ادامه بده و نیمه تمام نزار این حرکت با ارزشت رو
نویسنده ی مورد علاقه ی من داستایوفسکی هست
حتما در ادامه توی لیستت کتاب های استاد داستایوفسکی رو هم معرفی میکنی دیگه!

پاسخ کتابلاگ
سلام. نظر لطف شماست. ممنون‌ام.
چشم. ادامه می‌دهم. اتفاقن داستایفسکی از نویسنده‌های محبوب من هم هست. قبلن از «جنایات و مکافات» و «شب‌های روشن»اش نوشته‌ام و در سال جاری حتمن کتاب‌های دیگری از او را معرفی خواهم کرد.
امکانات: Email Website

محمد
جمعه - ۱۲ اسفند ۱۳۹۰
اولین بار این متن زیبا رور بصورت تصادفی در ولگردیهای اینترنتیم که دنبال لیست کتاب های خوب برای رفقا بودم دیدم اواخر بهمن بود 3 روز بعد کتاب رو تهیه کردم  امروز اومدم تشکر کنم یک بار دیگه این متن شگفت انگیز رو خوندم و تازه فهمیدم جذابیت کتاب جای خودش این متن جذابیت کتاب رو برای من 1000 برابر کرده بنا بر این هزار برابر ممنونم

پاسخ کتابلاگ
ممنون‌ام از لطف شما و کامنت انرژی‌بخش‌تان.
امکانات: Email Website

ناصر
شنبه - ۲۹ بهمن ۱۳۹۰
مدتی بود كه وبلاگ شما  قابل دسترسی نبود البته پیغام فیلترینگ نمیداد ولی صفحه رو باز نمی كرد.  

پاسخ کتابلاگ
سلام
گمان‌ می‌کنم اشتباه می‌کنید، دوست عزیز. کتابلاگ در این مدت مشکل فنی خاصی نداشته و شما اولین کسی هستید که چون‌این مساله‌ای را مطرح می‌کند. شاید ایراد از کانکشن شما باشد. به هر حال، خوش‌حال‌ام که اکنون می‌توانید سایت را باز کنید و ببینید.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
برای ثبت نظر جدید در ارتباط با نوشته فرم زیر را کامل کنید.
وارد کردن مواردی که با علامت v مشخص شده‌اند الزامی است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونیک:
سایت اینترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصی
در صورت انتخاب این گزینه، نظر بصورت خصوصی ثبت خواهد شد و فقط توسط مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.
تاییدیه: v
برای تایید اطلاعات فرم متن داخل تصویر را مجددا وارد نمایید.

 
نوشته‌های مرتبط

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
خبرنامه سایت
گزارش‌ها
مطالب سایت
نوشته ها: ۲۸۰
نظرات: ۹۸۳
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۲۶۸۰۲۱۷ صفحه
مشاهده امروز: ۷۰۶ صفحه
بیشترین مشاهده:
جمعه - ۴ فروردین ۱۳۹۶
تعداد: ۲۶۶۷۴ صفحه
بازدید همزمان
در حال حاضر: ۱ نفر
بیشترین بازدید همزمان:
چهارشنبه - ۱۷ شهریور ۱۳۹۵
تعداد: ۳۶۱ نفر
مراجعه به: