نوشته‌ها
ليست نوشته ها
تبليغات
دسامبر رييس دانش‌کده

دسامبر رييس دانش‌کده/ سال بلو/ ترجمه‌ي سهيل سمي/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۶۵۰۰ تومان
تبليغ رايگان کتاب
نويسنده‌ها، مترجم‌ها و ناشران مي‌توانند براي معرفي و تبليغ رايگان کتاب‌هاي‌ جديدشان در سايت کتابلاگ يک نسخه از آن‌را به آدرس حسين جاويد پست کنند. کتاب‌هاي رسيده به مدت ۱۵ روز در اين ستون نمايش داده خواهند شد. براي دريافت آدرس با Javied1364@gmail.com تماس بگيريد.
رگ سرخي به تن بوم

رگ سرخي به تن بوم/ مليحه صباغيان/ ۱۳۸۹/ انتشارات ققنوس/ ۵۲۰۰ تومان
نگره (دفتر ششم)

نگره/ نقد ادبيات داستاني/ ۱۳۸۹/ نشر فرهنگ کاوش/ با آثاري از: حسين جاويد، فتح‌اللاه بي‌نياز، سعيد سبزيان، جواد اسحاقيان، فرشته نوبخت و ...
چهارشنبه - ۱۸ آذر ۱۳۸۸

فرهنگ واژه‌هاي فارسي سره  زبان پديده‌اي زاياست و ماهيتي تابع زمان دارد. نيز، زبان‌هاي گوناگون با يک‌ديگر داد و ستد پايا دارند، به‌ويژه اگر شرايط سياسي و اجتماعي زمينه را براي استيلاي گويش‌وران يک زبان خاص بر گويش‌وران زباني ديگر فراهم آورده باشد. هزار و اندي سال پيش تازيان بر ايران چيره‌گي يافتند و در نتيجه‌ي آن زبان فارسي دست‌خوش تغييرات زيادي شد. با اين‌که پارسيان توانستند اصل زبان خود را از نابودي و فراموشي برهانند اما لغات بسياري از گنجينه‌ي زبان باستاني‌شان کاسته شد و جاي آن‌ها را واژه‌هاي عربي گرفت. اين جاي‌گزيني محدود به زبان عربي نبود. در فراز و نشيب‌هاي ديگر تاريخ و در گذر زمان واژه‌هاي ترکي، روسي، فرانسه و انگليسي هم به واژه‌هاي تازي پيوستند و فارسي را به زباني بدل ساختند که کلمات، اصطلاحات و حتا ساختارهاي بسياري را از ديگر زبان‌ها وام گرفته است.

در دهه‌هاي اخير جنبشي، به‌ظاهر، ناسيوناليستي پا گرفته است که زنده‌کردن شکوه باستاني ايران را، از جمله، در سره‌نويسي جسته‌اند. اينان بيش از هر چيز با واژه‌هاي عربي راه‌يافته به فارسي سر ستيز دارند و زدودن فارسي از هر نوع واژه‌ي عربي را خواستارند. اين جنبش تا آن‌جا پيش رفته که برخي از بزرگ‌ترين استادان و سخن‌شناسان ما را نيز اسير خود کرده است. به‌طور مشخص، از دکتر «ميرجلال‌الدين کزازي» و دکتر «فريدون جنيدي» نام مي‌برم که هر دو از نوابغ روزگار و اديبان گران‌مايه‌اند. به گمان من، تلاش براي سره‌نويسي محض و گسترش آن راهي‌ست يک‌سره به ترکستان و کوششي‌ست بي‌هوده. سده‌‌هاست که زبان عربي با زبان پارسي درهم آميخته و ما چاره‌اي نداريم جز اين‌که به اين واقعيت گردن بنهيم. واژه‌هاي اين زبان در فرهنگ ما رسوخ و سدها سال در فاخرترين آثار ادبي و تاريخي ما جلوه‌فروشي کرده‌اند. زبان عاميانه‌ي ما هم مملو از واژه‌گان زبان‌هاي گوناگون ـ و به‌ويژه عربي ـ ‌است. حذف اين واژه‌ها محال است و سره‌نويسي محض ـ حتا در صورت رواج‌يافتن ـ فقط به فاصله‌ي بيش‌تر بين زبان گفتار و زبان نوشتار مي‌انجامد؛ اگر کورسوي اميدي به گسترش «سره‌نويسي» باشد، بايد آرزوي جاانداختن «سره‌گويي» را به گور برد! افزون بر ‌اين، سره‌نويسي «لحن» بسياري از نوشته‌هاي ادبي را «نابود» مي‌کند. به‌عنوان مثال، محال است که بتوان با فارسي سره يک داستان يا رمان ام‌روزي نوشت، فيلمي ساخت، نمايش‌نامه‌اي روي صحنه برد، و يا حتا شعري نو سرود که معقول جلوه کنند!

بعد از اين پيش‌درآمد درازآهنگ، شايد براي‌تان عجيب باشد که بدانيد يادداشتي که داريد مي‌خوانيد براي معرفي يک کتاب به نام «فرهنگ واژه‌هاي فارسي سره براي واژه‌هاي عربي در فارسي معاصر» نوشته شده است! مي‌خواهم پيش‌نهاد کنم هرکس که دستي به قلم دارد يک نسخه از اين کتاب را بخرد و از آن استفاده کند. چرا؟ خواهم گفت.

براي برخي از واژه‌هاي عربي که ما در گفتار و نوشتارمان به کار مي‌بريم برابرنهادهاي فارسي بسيار مناسبي وجود دارد. اين برابرنهادها بي‌آن‌که، به‌اصطلاح، «توي ذوق» بزنند، يا با «لحن» نوشته ناسازگار باشند، جاي‌گزين مناسبي براي برخي از کلمات دش‌وار عربي راه‌يافته به زبان فارسي‌‌اند. با به کارگيري اين واژه‌ها هم مي‌توانيم زبان و متن خود را غني‌تر کنيم و هم آن‌را از پيچيده‌گويي بپيراييم. ضمن اين‌که، به شيوه‌اي معقول و دور از تعصب، فارسي را پاس‌داشته‌ايم. ديگر کاربرد اين برابرنهادها جلوگيري از تکرار يک کلمه است. مثلن، من چون در پاراگراف اول يادداشت‌ام يک‌بار از واژه‌ي «استيلا» استفاده کرده بودم، بار دوم که کلمه‌اي با هم‌اين بار معنايي نياز داشتم واژه‌ي «چيره‌گي» را به کار بردم.

«گويا» به جاي «ظاهرن،» «چيره‌گي،» به جاي «استيلا،» «پيام‌بران» به جاي «انبيا‌ء،» «گونه‌ها» به جاي «انواع،» «اهريمن» به جاي «ابليس،» «نياکان» به جاي «اجداد،» «آمد و شد» به جاي «تردد،» «زير» به جاي «ذيل،» «خرسند» به جاي «راضي،» «پادشاهي» به جاي «سلطنت،» «گواهي» به جاي «شهادت،» «آز» به جاي «طمع،» «واکنش» به جاي «عکس‌العمل،» «کارشناس» به جاي «متخصص،» «درمان کردن» به جاي «معالجه،» «زايمان» به جاي «وضع حمل،» «بها» به جاي «قيمت،» «روي‌دادها» به جاي «وقايع،» «آمرزش» به جاي «مغفرت،» «سخن گفتن» به جاي «صحبت،» «رشک» به جاي «حسد،» «زخم» به جاي «جراحت،» و هزاران مورد ديگر از جمله‌ي اين برابرنهادها هستند.

اندک‌زماني پس از اين‌که براي يافتن جاي‌گزين مناسب پيوسته به اين فرهنگ مراجعه مي‌کنيد، بسياري از اين لغات در دايره‌ي واژه‌گاني شما قرار مي‌گيرند و، افزون بر گسترده‌کردن آن، شما را از بازديد مدام کتاب بي‌نياز مي‌کنند.

«فرهنگ واژه‌هاي فارسي سره براي واژه‌هاي عربي در فارسي معاصر» از اين ديد يک «پيش‌نهاد» بسيار مناسب است، و از آن‌جهت که ممکن است عده‌اي را در دام سره‌نويسي بياندازد يک «ضد پيش‌نهاد» محسوب مي‌شود! اين کتاب حاصل چندين سال کار و پژوهش خانم «فريده رازي»ست و نشر «مرکز» آن‌را در ۲۵۶ برگ منتشر کرده است. نسخه‌اي که من در کتاب‌خانه‌ام دارم در سال ۱۳۸۶ چاپ شده و ۳۸۰۰ تومان بها دارد.


تعداد مشاهده: ۵۸۲ - ديدگاه‌ها: ۳
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.ketablog.ir/blogs/blog.php?code=10
ديدگاه‌ها
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
amir
دوشنبه - ۱۷ اسفند ۱۳۸۸
درود دوست گرامي!

تارنگار زيبا و کارآمدي داريد. من هم در زمينۀ پارسي سره کار مي کنم. خواهشمندم از تارنماي من ديدار کنيد تا اگر خواستيد با هم تبادل لينک داشته باشيم. نام وبلاگ من «عاقلان دانند» است.
اين کار باعث مي شود که هنگام سرچ در گوگل هم وبلاگ من و هم وبلاگ شما زودتر و آسان تر پيدا شود و در نتيجه شمار ديدارکنندگان هر دو وبلاگ بالاتر رود.

با سپاس
امير
shaalchy.Persianblog.ir
امکانات: Email Website

نعمت‌اللهي
پنج‌شنبه - ۱۹ آذر ۱۳۸۸
سلام
ممنون از معرفي اين کتاب.
راست‌اش من شخصاً از آن دسته آدم‌هايي هستم که در چنبره‌ي زبان عربي گرفتار مده‌ام و سال‌هاست معتقدم که به‌کاربردن الفاظ عربي در محاورات و حتي نوشته‌ها (روزنامه‌نگار هستم)، يک نوع حالت فاخر به متن و گفتار مي‌بخشد.
از آن سر بام افتاده‌ام.
به هر حال دست تان نکند.
امکانات: Email Website

پ.پژوهش
چهارشنبه - ۱۸ آذر ۱۳۸۸
1- از بين کساني که نام برديد يکي هم مير‌شمس‌الدين اديب سلطاني‌ئه که همين رويه رو داره که جايگاه جيلي بالايي توي ترجمه‌هاي کلاسيک - به خصوص فلسفي - داره.
2- راستش به نظرم داشتن اين کتاب خوبه واسه‌ي پربار کردن زبان فارسي معاصر که بتونيم کلمات بيشتري داشته باشيم با طيف‌هاي حسي-معنايي متفاوت. ولي به نظرم همون‌طور که گفتين رفتن به سمت سره‌سازي کار عبثي‌ئه. (http://ppajouhesh.blogfa.com/post-148.aspx) ولي مي‌تونه زبان فارسي رو غني‌تر کنه. به عنوان مثال در کاربرد عمومي مفهوم رشک و حسادت با هم فرق پيدا کرده به طوري که رشک يعني خواستن چيزي که ديگران دارن، ولي حسادت يعني چيزي که ديگران دارن رو نداشته باشن و ما داشته باشيم. يا مثلاً «صفحه» به هر طرف يک کاغذ گفته مي‌شه و «برگ» به واحد شمارش کاغذ بدل شده. و اين جوري پربارتر مي‌شه کلمات زبان.
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 

RSS 2.0

javied1364@gmail.com

امکانات
جستجو
خبرنامه سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارش‌ها
مطالب سايت
نوشته ها: ۵۹
نظرات: ۱۴۹
دنبالکها: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۹۸۹۵۰ صفحه
مشاهده امروز: ۱۶ صفحه
بيشترين مشاهده:
يک‌شنبه - ۵ ارديبهشت ۱۳۸۹
تعداد: ۱۹۸۲ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
سه‌شنبه - ۳ فروردين ۱۳۸۹
تعداد: ۱۷ نفر
مراجعه به: